مظهر اَتَمّ پرستش، «نماز» است. نماز جزء اصول دین نیست، ولی با این حال، از آن دسته فروعی است که در شریعت آدم، ابراهیم، موسی و عیسی به گونه ای وجود داشته است.
نماز نوبَر احکام الهی و اسلامی است که روح آدمی را جَلا و صفا می بخشد، و ما برآنیم که هر چند اجمالی نماز را در مکتب امام علی - علیه السّلام - و در نگاه عرفانی امام حسین - علیه السّلام - مورد تحقیق و بررسی قرار دهیم و نمایان سازیم که در نظر عمیق آن دو، «نماز» آن چنان اهمّیّت داشت که هنگام ادایش سر از پا نمی شناختند. حضرت علی ـ علیه السّلام ـ حتّی در حسّاس ترین لحظه های میدان جنگ، نماز را اوّل وقت می خواند و حاضر نبود لحظه ای آن را به تأخیر اندازد. همچنین عظمت نماز امام حسین - علیه السّلام- در ظهر عاشورا، آن زمانی که آماج حمله های دشمن بودند، خود گواه روشنی بر ادّعاهای مذکور است که تمام آنها سراسر صدق و حقیقت هستند و معنای این سخن آن جا روشن می شود که علی - علیه السّلام - در محراب عبادت ندای ملکوتی حق تعالی را با «فُزْت و ربِّ الکعبه» لبّیک گفت و فرزندش حضرت امام حسین - علیه السّلام - به سبب آن و جهت قوام بخشیدن به این معجون شفابخش، شربت شهادت نوشید و تسلیم ستمگران نشد.
کمال آدمی در تخلّق به اخلاق الهی است، پس هر چه انسان ملکوتی تر شود و از عالم ماده و تعلّقات و آلایشهای آن وارسته شود و به یک سخن، هر چه بشر به مقام ربوبی نزدیک تر شود، به همان اندازه به کمال مطلوب انسانی متقرّب تر است. انسان پرهیزکار که از دیدگاه اسلام نمونه انسان کامل است با نماز به خدا تقرّب می جوید و بدین وسیله به منبع و سرچشمه کمال نزدیکتر می شود. در این باره مولا علی - علیه السلام - در نهج البلاغه فرمودند: «الصَّلوةُ قُرْبانُ کُلِّ تَقِیٍّ.»؛ «نماز وسیله تقرّب هر انسان با پرواست.»
حضرت نماز را موجب نزدیکی با تقوایان به خدا می داند. آنان که روحشان را از هر پلیدی و زشتی حفاظت کرده و در دژی مستحکم از همه آفت ها، دور نگه می دارند، خدا با آنهاست،«أنَّ اللّهَ مَعَ المُتَّقین.»
آنان که سرانجام نیکو دارند: «وَ إنَّ لِلمُتَّقینَ لَحُسْنُ مَآبٍ» و در سایه درختان بهشت و نهرهای جاری متنعّم اند: «إنَّ الْمُتّقینَ فی ضِلالٍ و عُیونٍ.»
متّقین در سایه سار نماز، که کامل ترین و بهترین ذکر خداست، می توانند موجبات نزدیکی هر چه بیشتر خود را به خالق یگانه فراهم آورند.
بی گمان همه انسان ها فطرتا به دنبال نوعی کمال اند و هر یک کمال خود را در چیزی می دانند ولیکن اساس تقرّب، نزدیکی جستن به خداست.
نماز کامل، سبب قرب و منزلت و نزدیکی به معبود است؛ زیرا چنان که ثابت و محقّق است انسان به هر چه رو آورد و توجّه کامل به او داشته باشد، به وی نزدیک می شود و بعضی از اوصاف آن چیز در آیینه دلش هویدا می شود و از اسرار و خصوصیّات آن اطّلاع می یابد. پس چگونه ممکن است کسی روی دل خود را به سوی معبود کند و از قربش بی نصیب شود؟!
درباره این که نماز چگونه قربی بین خالق و مخلوق ایجاد می کند، باید گفت «قرب» چهار مرتبه دارد؛ قرب زمانی، قرب مکانی، قرب معنوی و قرب الهی.
قرب زمانی، مثل این که می گوییم زمان حضرت رسول اکرم- صلی الله علیه و آله - نزدیکتر است از زمان حضرت عیسی به ما. قرب مکانی، مثل این که می گوییم ماه به ما نزدیکتر است از خورشید. قرب معنوی، مثل این که می گوییم عالمان به رسول خدا - صلی الله علیه و آله - از جاهلان نزدیکترند. یا آن که بگوییم فلانی نزدیکتر است به پدرش از پسر دیگر او. قرب الهی برتر و بالاتر و دقیق تر است از قرب معنوی. قرب خداوند به تمام موجودات از جهت احاطه رحمت رحمانیّه و فیض منبسط الهی یکسان است، چنان که فرمود: «وَ هُوَ مَعَکُم أینَما کُنْتُم»؛ «هر جا که باشید او با شماست.» لیکن قرب مخلوقات نسبت به او تفاوت بسیاری دارد. قرب و نزدیکی هر کسی نسبت به خداوند متعال به قدر کمالات نفسانی اوست؛ چون ذات کبریایی، کامل مطلق است و کسی به او نزدیک تر است که نسبت به دیگران از حیث کمالات نفسانی و روحانی کاملتر شده است. با توجّه به آنچه گفته شد، معلوم می شود که نماز حقیقی و کامل، عملی است که با آن، انسان به قرب معنوی می رسد و بر اثر مداومت و حضور قلب به خداوند متعال نزدیکتر می شود و مقام و منزلتی خاص در پیشگاه الهی پیدا می کند.
قرآن کریم درباره نماز انبیا به تفصیل سخن گفته است.
حضرت ابراهیم - علیه السلام - به خداوند عرض کرد:
«رَبِّ اجْعلنی مُقیمَ الصَّلوةِ وَ مِن ذُریّتی»
«پروردگارا من و ذریه مرا در زمره نماز گزاران قرار ده.»
خداوند متعال درباره حضرت اسماعیل می فرماید:
«وَ کانَ یَأمُرُ اَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ و کانَ عِندَ رَبِّه مَرضِیّا»
«اسماعیل کسان خود را به نماز و زکات فرمان می داد و نزد پروردگارش پسندیده بود.»
درباره حضرت موسی آمده است:
«فَاعْبُدْنِی و أَقِمِ الصَّلوةَ لِذکرِی»
«پس مرا به یگانگی بپرست و نماز را برای من اقامه کن.»
درباره حضرت شعیب آمده است:
«قالُوا یا شُعَیبُ أصَلوتُکَ تَأمُرُکَ اَنْ نَتْرُکَ ما یَعْبُدُ اباؤُنا»
«قوم شعیب به او گفتند: آیا این نماز تو، تو را امر می کند که دعوی رسالت کنی و ما را از بت پرستی منع کنی.»
درباره حضرت زکریا آمده است:
«فَنادَتْهُ المَلائِکَةُ وَ هُوَ قائمٌ یُصَلِّی فی المِحْرابِ»
«پس زکریا را فرشتگان ندا کردند هنگامی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود.»
درباره حضرت عیسی آمده است :
«وَ اَوْصانِی بالصَّلوةِ والزَّکوةِ ما دُمْتُ حَیَّا»
« عیسی گفت: پروردگار، مرا به نماز و زکات تا زنده ام سفارش فرموده است.»
نماز و ایمان به غیب:
«اَلَّذینَ یُؤمِنُونَ بِالغَیبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلوة»
«کسانی که به جهان غیب ایمان دارند و نماز را به پا می دارند.»
نماز از اوصاف ابرار:
«وَلکِنَّ البرَّ مَن آمَنَ بِاللّهِ... وَ اَقامَ الصَّلوة و آتی الزّکوة.»
«نیکوکار کسی است که به خدای عالم و... ایمان آورده و نماز به پا دارد و زکات مال را به مستحق برساند.»
نماز مصداق کامل ایمان:
«وَ ما کانَ اللّه لِیُضیعَ إیمانَکُم»
«خداوند اجر پایداری شما را در راه ایمان تباه نگرداند. (توجه به قبله و نماز)
خشوع در نماز از صفات مؤمنان:
«قَد اَفلَحَ المؤمنون الَّذینَ هُمْ فی صَلوتِهِم خاشِعُون»
«به راستی که مؤمنان رستگار شدند، همانان که در نمازشان خاشع اند.»
«اِنَ الّذینَ آمنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ اَقامُوا الصّلوةَ لهُم أجْرُهُم عِندَ رَبِّهم»
«همانا کسانی که اهل ایمان و نیکوکارند و نماز به پا دارند، آنان را نزد پروردگارشان پاداش نیکو خواهد بود.»
«رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیعٌ عَنْ ذِکرِ اللّهِ وَ اِقام الصَّلوةِ»
«پاک مردانی که هیچ کسب و تجارتی آنان را از یاد خدا غافل نگرداند و نماز به پا دارند.»
«وَ الَّذینَ یُؤمِنُونَ بِالآخرة یؤمنون به وَهُمْ عَلَی صَلاتِهِم یُحافِظون»
«آنان که به عالم آخرت ایمان آورده و مؤمن به قرآن هستند آنها نماز را محافظت خواهند کرد.»
«الَّذینَ آمَنُوا وَ تطمَئنُّ قُلُوبُهُم بِذِکرِ اللّهِ اَلا بِذِکرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوب.»
«آنان که به خدا ایمان آورده و دلهاشان به یاد خدا آرام می گیرد. بدانید که تنها با یاد خداست که دل ها آرام می گیرد.»
«وَ اَقیمُوا الصَلاةَ وَ اتُو الزَّکوة وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ لَعلَّکُمْ تُرحَمُونَ»
«نماز را به پا دارید، زکات را بپردازید و از فرستاده خدا فرمان ببرید باشد که مورد رحمت او واقع شوید.»
«فَاقیمُوا الصَّلوةَ واتُوا الزَّکوةَ وَاعتَصِمُوا بِاللّهِ هُوَ مَوْلاکُمْ فَنِعْمَ الْمَولی وَ نِعْمَ النَّصیرُ»
«نماز را به پا دارید، زکات را بپردازید و به خدا متوسّل شوید. او دوستدار و سرپرست شماست و او بهترین یاریگر و سرپرست برای شماست.»
«وَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکاةَ وَ یُطیعُونَ اللّه وَ رَسُولَه»«نماز را به پا می دارند و زکات را می دهند و از خدا و فرستاده او فرمان می برند.»
حضرت علی- علیه السلام - هنگامی که شنید مردی دنیا را نکوهش می کند، ضمن بیان جملاتی شیوا و پُر محتوا در توبیخ او، صفات پسندیده ای را برای دنیا بر شمرد که از جمله آنها این است:
«إنَّ الدُّنیا... مسجدُ أحبَّاءِ اللّه وَ مُصَلّی مَلائِکَةِ اللّهِ...»
«به درستی که دنیا مسجد محبّان خداست و نمازگاه فرشتگان خدا...»
دوستان خدا، همیشه، در هر جا و در هر حال که باشند یاد خدا و نعمتهای او را با خود دارند و به شکرانه همه مواهبی که به آنان عطا شده است، در هر فرصتی که دست دهد و مجالی که پیدا شود، به نماز قامت می بندند و در پیشگاه عظمت و بزرگواری آن ذات متعال به سجده افتاده و پیشانی بر خاک می سایند. فرشتگان نیز به پاس اخلاص و محبّتی که این بندگان صالح به خدا دارند، به آنان اقتدا کرده و به نماز می ایستند. اینان باور دارند که دنیا مزرعه آخرت است و در این مزرعه محصولی را کشت می کنند که هنگام برداشت، جز بهشت جاودان و رضایت و خشنودی خداوند درو نکنند، چرا که «وَ رضوانٌ مِنَ اللّهِ اکبر» و به این ترتیب با این که اولیای خدا دل در گرو دنیا ندارند، امّا علی- علیه السلام - از آن جهت که می توان در آن، خدا را عبادت کرد، آن را ستوده است.
اهمّیّت و جایگاه نماز به عنوان وظیفه الهی در آیات متعدد قرآن کریم مطرح شده است. در ابتدا به آیات نماز در سوره بقره پرداخته، سپس به طرح سایر آیات در سوره های دیگر قرآن با عناوین رابطه نماز و ولایت ؛ نماز و مؤمنـان ؛ نماز و انبیا، و مخالفان نماز می پردازیم. در مجموع 52 آیه از آیات الهی قرآن درباره نماز است.
«اَلَّذین یُومِنُونَ بِالغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وِ مِمّا رَزَقْناهُم یُنفِقُونَ»
«کسانی که به جهان غیب ایمان آرند نماز را به پا می دارند و از هر چه روزیشان کردیم، انفاق می کنند.»
«وَ أَقیِمُوا الصَّلوةَ وَ ءَاتُوا الزَّکوةَ وَارْکَعُوا مَعَ الرّاکِعینَ»
«نماز را به پای دارید و زکات بدهید و با خداپرستان حق را پرستش کنید.»
«وَ استَعینُوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلوةِ وَ اِنّها لَکَبیرَةٌ اِلاّ عَلی الخاشِعینَ.»
«از خداوند با صبر و نماز یاری بجویید و صبر و نماز به غیر از خاشعان بر دیگران دشوار است.»
«وَ قولُوا لِلنّاسِ حُسنا وَ أقیمُوا الصَّلوة وَ ءَاتُو الزَّکوةَ»
«به زبان خوش با مردم تکلّم کنید و نماز را به پای دارید و زکات مال خود را بدهید.»
«وَ أَقیمُوا الصَّلوةَ وَ ءَاتُوا الزَّکوةَ وَ ما تُقَدِّموا لِأنفُسِکُم مِنْ خَیرٍ تَجِدوهُ عندَاللهِ»
نماز را به پای دارید و زکات بدهید و بدانید آنچه برای خود پیش می فرستید، در نزد خدا خواهید یافت.»
«وَ إذ جَعَلْنا البَیْتَ مَثابَةً لِلنّاسِ... مِن مَقامِ ابراهیمَ مُصَلّی... وَالعاکفینَ وَ الرُّکَعِّ السُّجُودِ»
«به یاد آر هنگامی که قرار دادیم خانه کعبه را محل امن و دستور داده شد که مقام ابراهیم را جایگاه پرستش خدا قرار دهید و از ابراهیم و فرزندش اسماعیل پیمان گرفتیم که حرم خدا را از هر پلیدی پاکیزه دارید برای این که اهل ایمان به طواف و اعتکاف حرم بیایند و در آن نماز و طاعت خدا به جای آرند.»
«وَ أَقامَ الصَّلوةَ وَ ءَاتی الزَّکوةَ وَالمُوفُونَ بِعهدِهِم اذا عاهَدُوا»
«[نیکوکار کسی است که]...نماز را بپا دارد و زکات بپردازد و [نیز کسانی که [هنگامی که عهد می بندند به عهدشان وفا می کنند».
«حافظُوا عَلَی الصَّلواتِ والصّلاةِ الوسْطی و قُوموا لِلّهِ قانتین»
«بر نمازها و نماز میانه مواظبت کنید و خاضعانه برای خدا به پا خیزید.»
«اِنَّ الَذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلوةَ لَهُمْ أَجْرُهُم عِندَ رَبِّهم وَ لا خَوفٌ علیهِم وَ لا هُم یَحزَنُونَ»
«همانا آنان که اهل ایمان و نیکوکارند و نماز به پا دارند، آنان نزد پروردگارشان پاداش نیکو خواهند داشت و هرگز ترس از [آینده] و اندوه [از گذشته] نخواهند داشت.»
«فَاِذا قَضیتُمُ الصَلاةَ فَاذکُروا اللّهَ قیاما و قُعُودا و عَلی جُنُوبِکُمْ فاذا اطمأننتم فاقیموا الصلوة اِنَّ الصَّلوةَ کانَتْ علی المؤمنین کِتابا مَوقوتا»
«پس چون نماز به جای می آورید، خدا را در همه حال ایستاده، نشسته و به پهلو خفته یاد کنید و هر گاه آسوده خاطر شدید، نماز را به طور کامل برپا دارید که نماز به وقت های معین بر مؤمنان مقرّر شده است.»
«ربِّ اجْعَلنی مُقیمَ الصّلاةِ وَ مِنْ ذُرّیَّتی رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاء»
«پروردگارا! مرا بر پا دارنده نماز قرار ده و فرزندان مرا نیز، پروردگارا! دعای مرا بپذیر.»
«وَ کانَ یَأمُرُ أهلَهُ بِالصَّلاةَ وَ الزَکاةِ وَ کانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضیّا»
«اسماعیل کسان خود را به نماز و زکات فرمان می داد و نزد پروردگارش پسندیده بود.»
«واَوْصانِی بِالصلوةِ وَالزکاة مادُمْتُ حِیّاً»
«عیسی گفت که پروردگار مرا به نماز و زکات تا زنده ام سفارش کرد.»
«اُتْلُ ما اُوحِیَ الیک مِنَ الکِتابِ وَ أقِمِ الصَّلاةَ ان الصلوة تَنْهی عَنِ الْفَحشاءِ والمُنکَرِ وَ لَذِکْرُ اللّهِ اکبَرُ وَ اللّهُ یَعْلَمُ ما تَصنَعُونَ»
«آن چه را که از کتاب به تو وحی شده است بخوان و نماز را بر پا دار، که نماز از کار زشت و ناپسند باز می دارد و به یقین یاد خدا از هر عبادتی بالاتر است و خدا می داند چه می کنید؟»
«قَدْ اَفْلَحَ المؤمِنُونَ الَّذینَ هُمْ فی صَلاتِهِم خاشِعُونَ»
«به راستی که مؤمنان رستگار شدند، همانان که در نمازشان خاشع اند.»
«فَنادَتُه المَلائِکَةُ وَ هُوَ قائِمٌ یُصَلِّی فِی المِحْرابِ»
«پس زکریا را فرشتگان ندا کردند هنگامی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود.»
«یا مَریَمُ اُقْنُتی لِرَّبِکِ وَاسْجُدِی وَارْکَعِی مَعَ الرّاکِعینَ.»
«ای مریم! فرمان بردار خدا باش و نماز را با اهل طاعت به جای آر.»
«اُمَّةٌ قائِمَةٌ یَتلُونَ آیاتِ اللّهِ آناءَ اللَّیلِ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ.»
«طایفه ای از اهل کتاب در دل شب به تلاوت آیات خدا و نماز و طاعت حق مشغول هستند.»
«یا ایُّها الَّذینَ آمَنُوا لا تَقَرُبوا الصَّلاةَ وَ اَنتُم سُکاری حَتّی تَعلَموا ما تَقُولُونَ.»
«ای کسانی که ایمان آورده اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا آن زمان که [از مستی بیرون آیید و] بدانید چه می گویید؟»
«الّذینَ اِنْ مَکنّاهم فی الارض اقاموا الصَّلوة و ءاتُوا الزَّکوة»
«مؤمنان کسانی اند که اگر در زمین قدرت و مکنت دهیم شان نماز به پا می دارند و زکات می دهند.»
«رَبَّنا انی اَسْکَنْتُ مِنْ ذُریَّتی بِوادٍ غیرِ ذی ذرعٍ رَبَّنا لیقیموا الصَّلوة.»
«پروردگارا! من فرزندانم را در سرزمینی بی آب و علف ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند.»
«اِنَّما یَعمر مساجِدَ اللّهِ مَن آمَنَ بِاللّهِ والیَومِ الآخِر و اَقام الصَّلوة.»
«تنها کسانی مساجد خدا را آباد می کنند که ایمان به خدا و روز قیامت داشته و نماز را به پا می دارد.»
«قُل اِنَّ صَلاتی و نُسُکی و مَحیایَ و مَماتی للّهِ ربِّ العالَمین.»
«بگو: در حقیقت نماز من و سایر عبادات من و زندگی و مرگ من، برای خدا، پروردگار جهانیان است».
«فَخَلَفَ مِن بَعدِهِم خَلْفَ اَضاعُواالصلوة واتَّبَعُوا الشَّهَوات.»
«امّا پس از آنان فرزندان ناشایسته است روی کارآمدند که نماز را تباه کردند.»
«فَإنْ تابُوا و اقامُوا الصَّلوةَ و آتوا الزَکوة فَاخوانُکم فی الدین»
«اگر توبه کنند و نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند برادر دینی شما هستند.»
«وَ الذّینَ یُمَسِّکُونَ بِالکِتابِ وَ اقامُوا الصَّلوةَ اِنّا لا نُضیعُ اَجرَ المُصلِحینَ.»
« خدا پاداش کسانی را که به قرآن چنگ می زنند و نماز را به پا می دارند، ضایع نمی کند.»
1- صلوة: «إنّما المؤمنُون... اَلَّذِینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ»
«مؤمنان فقط کسانی اند که نماز را به پا می دارند.»
2- ایمان: «وَ ما کانَ اللّهُ لِیُضِیعَ ایمانَکُمْ»
«خدا نماز شما را بدون پاداش نمی گذارد.»
3- تسبیح: «فَسُبْحانَ اللّهِ حینَ تُمْسُونَ وَ حینَ تصبحُونَ.»
«هنگام شام و صبح و شبانگاه و نیمروز نماز به جا آورید.»
4- قرآن: «اَقِم الصَّلوةَ لِدُلُوک الشمس... و قُرآنَ الْفَجر.»
«پس از زوال آفتاب تا هنگام تاریکی شب نماز را به پای دار و... و نماز صبح را بجای آور.»
5- حَسَنَةَ: «وَ اَقِمِ الصَّلوة... اِنَّ الْحَسَنات یُذهِبنَ السَّیئات.»
6- رکوع: «وَ اَقیمُوا الصَّلوةَ... وَارْکَعُوا مَعَ الرّاکِعین.»
«نماز را بپا دارید... و با نمازکنندگان، نماز به جای آورید.»
7- قُنُوت: «یا مَریَمُ اُقنُتی لِرَبِّکِ وَاسجُدِی وَارْکَعِی مَعَ الرّاکِعین.»
«ای مریم! برای پروردگار خود به نماز بایست»
8- قیام و سجده: «لَیْسُوا سَواءً، مِنْ اَهلِ الکِتابِ اُمّةٌ قائمةٌ، یَتلُونَ آیاتِ اللّهِ آناءَ اللَّیلِ وَ هُمْ یَسْجُدون.»
«ولی همه آنان یکسان نیستند. از میان اهل کتاب،گروهی هستند که قیام می کنند (نماز به پا می دارند)و در دل شب آیات الهی را در حال سجده می خوانند.»
9- استغفار: «وَ اللّهُ بَصیرٌ بِالعِبادِ الَذینَ... وَالمُسْتَغفِرینَ بِالأَسْحارِ»
«خداوند به امور بندگان خود بیناست. همان کسانی که می گویند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم،... اینان شکیبایان، راستگویان و فرمانبرداران و انفاق کنندگان و آمرزش خواهان در سحرگاهانند.»
10- ذِکرْ: «حافِظُوا عَلَی الصَّلواتِ... فَإذا اَمِنْتُم فاَذکْرواللّهَ»
«بر نمازها و نماز میانه مواظبت کنید،... پس اگر بیم داشتید، پیاده یا سواره نماز کنید و چون ایمن شدید، خدا را یاد کنید.»
11- امانت: «اِنّا عَرَضْنَا الأمانَةَ عَلَی السَّمواتِ و الْأرْضِ والْجِبَالِ فَاَبَیْنَ اَنْ یَحْمِلْنَهَا وَ اَشْفَقْنَ مِنْهَا و حَمَلَها الإنْسَانُ...»
«ما، امانت خود را بر آسمانها و زمین و کوه ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سرباز زدند و از آن ترسیدند و انسان، آن را برداشت...»
«فَلا صدّقَ و لا صَلّی»
«او هرگز ایمان نیاورد و هرگز نماز نخواند.»
«فَوَیلٌ لِلمُصَلّین الَّذینَ هُمْ عَن صَلوتِهِم ساهُون»
«پس وای بر نمازگزارانی که در نماز خود سهل انگاری می کنند!»
«فَخَلَفَ مِن بَعدِهم خَلْفَ اَضاعُوا الصَّلوة واتَّبَعُوا الشَّهَوات.»
«پس از آنان جانشینانی آمدند که نماز را تباه کردند و به دنبال شهوات رفتند.»
«وَ إذا قامُوا إلی الصَّلوةِ قامُوا کُسالی.»
«منافقان هنگامی که به نماز بر می خیزند با کسالت بر می خیزند و در برابر مردم ریا می کنند.»
«[وَ سَمِعَ رَجُلاً مِنَ الحَروریَّة، یَتَهَجَّدُ وَ یَقْرَأُ فقال:] نَومٌ علی یقینٍ خیرٌ مِنْ صَلوةٍ فی شکٍّ.»
«حضرت علی ـ علیه السلام ـ [صدای یکی از خوارج را شنید که نماز شب می خواند و قرآن تلاوت می کرد، فرمود:] خواب توأم با یقین بهتر از نماز با شک است.»
نمازی که برپا داشتن آن سفارش شده، از نمازگزارانی مورد انتظار است که دلهایشان سرشار از یاد خدا و عشق به او باشد و هیچ چیز نتواند در آن خِلَلی وارد کند.
حضرت علی ـ علیه السلام ـ درباره یقین فرموده اند:
«یُستَدَلُّ عَلَی الیَقین بِقَصْر الاَمَلِ وَ اِخلاصِ العَمَل و الزُّهدِ فی الدُّنیا.»
«آنچه بر یقین دلالت می کند کوتاهی آرزو؛ خالص گردانیدن عمل و بی رغبتی به دنیا است.»
برپا داشتن نماز از کسانی پسندیده است که به یگانگی خدا و روز جزا ایمان دارند و از آرزوهای دور و دراز دنیوی چشم پوشیده و اعمالشان را برای خدا خالص کرده اند و هیچ سخنی و عملی نتواند در نیّات پاکشان خللی وارد کند؛ وگرنه کسانی که در عدالت مجسّم و حقانیّت برگزیده خدا و رسول هم شک کرده و می کنند بهتر است که به همراه خواب روح و قلبشان، چشمانشان را نیز به خاک بسپارند.
نماز هر چند که یک سلسله اعمال است که انسان موظّف است آنها را به جا آورد و ترتیب و موالات را رعایت کند و چیزی کم یا زیاد نکند ولیکن جان نماز ایمان و یقینی است که در دل انسان با ایمان قرار دارد و او را به انجام این اعمال وا می دارد و یقین و اطمینانی که در حرکات و سکنات نمازگزار متجلّی می گردد، به این عبادت شکل و معنی می دهد. به عبارت دیگر، نماز توأم با شناخت، درک، شعور و فهم، دارای ارزش است و بدون آن کالبد بی روحی است که بهائی ندارد. همین است که گفته می شود اگر انسان شب بخوابد و نماز شب نخواند امّا دلش آکنده از یقین و شناخت و معرفت باشد، بهتر از کسی است که شب تا سحر بیدار بماند و نماز بخواند لیکن فهم و شعور و شناخت و آگاهی نداشته باشد و فردی متحجّر و بی معرفت باشد همچون خوارج.
حضرت برای خوارج روشن فرمود که اینان که امام خود را نشناخته و در یکی از ارکان دین تردید دارند، نماز شب و قرآن خواندنشان بی نتیجه است.
اگر نماز با معرفت و یقین باشد، به اقتضای درجه معرفت و یقین، نمازگزار حلاوت و شیرینی نماز را درک می کند و تحت هیچ شرایطی دست از عشقبازی با آن نمی کشد، اگرچه بدنش آماج تیر شود. لازم به ذکر است که از ابتدای سخن امیرالمؤمنین، حضرت علی ـ علیه السلام ـ معلوم می شود که منظور از «نماز با شک» نماز استحبابی و نماز شب است؛ زیرا نماز واجب در هیچ حالتی ساقط نمی شود، مگر این که بگوییم امام ـ علیه السلام ـ درصدد بیان این مطلب است که نماز بدون ولایت نماز نیست، نه این که اصلاً نماز نخواند.
«وَ قد عَرَفَ حَقَّهَا رجالٌ مِنَ المؤمنینَ الّذین لا تَشْغَلُهُمْ عَنها زینةَ متاعٍ، وَ قُرَّةَ عَیْنٍ مِنْ وَلَدٍ و لا مالٍ یقولُ اللّهُ سُبْحانَهُ «رِجالٌ لا تُلهیهِمْ تِجارَةٌ و لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّه و اِقامِ الصَّلوةَ و ایتاءِ الزَّکوةِ.»
«قدر و اهمّیّت نماز را مردانی از مؤمنان می دانند که زینت کالای دنیا و فرزند و مالی که نور چشم انسان است آنها را به خود مشغول نمی دارد، چنان که خداوند سبحان می فرماید: "مردانی هستند که تجارت و داد و ستد دنیا، آنها را از یاد خدا و اقامه نماز و پرداخت زکات باز نمی دارد.»
بسیاری از مردم برای به دست آوردن مال دنیا و حتّی رسیدگی بیش از حد به فرزندان و خانواده، نمازهای واجب خود را سست می خوانند و چه بسا نمازشان را تعطیل می کنند. این گونه افراد فکر می کنند که با اِعمال این روش ها می توانند بر مال خود بیفزایند؛ غافل از این که رزق و روزی به دست توانای خداست، و حرص زدن و جان کندن نه تنها چیزی به آن مقدار نمی افزاید، بلکه ممکن است چیزی هم بکاهد.
امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در این باره فرمود:
«لا یَتْرُکُ النّاسُ شیئا مِنْ امرِ دینهِم لِاسْتِصْلاحِ دُنیاهُمْ إلاّ فَتَحَ اللّهُ عَلَیْهِم مَا هُوَ أضَرُّ مِنْهُ.»
«مردم چیزی از کار دینشان [چون نماز] را برای به دست آوردن سود دنیا از دست نمی دهند، مگر آن که خدا به روی آنها چیزی را می گشاید که زیانش بیشتر است از آن سودی که به دست آورده اند.»
امام علی ـ علیه السلام ـ آن کسی که از همه چیزِ دنیا به یک لباس ساده و کفش وصله دار و نان جوین و نمک قناعت کرده بود، به خلاف انسانهای دنیاطلب و مال پرست، مؤمنان را انسانهای پاک و ذاکری معرّفی می کند که حتّی فرزند هم که نور چشم او در دنیاست، وی را از نماز باز نمی دارد، و در واقع به فرستاده خدا تمسّک کرده و نور چشم خویش را نماز می داند. از این رو، کلام علی ـ علیه السلام ـ اشاره دارد به قول پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـکه فرمود: «قُرَّةُ عینی فِی الصَّلوة»: «روشنایی چشم من در نماز است.»
امام حسین ـ علیه السلام ـدر شب عاشورا به برادرش عبّاس فرمود:
«اگر بتوانی امروز اینان را از جنگ منصرف کنی، این کار را بکن. شاید امشب را در پیشگاه الهی به نماز بایستم.»
«فَإنَّهُ یَعْلَمُ أنّی أُحِبُّ الصَّلوةَ لَهُ و تلاوَةَ کِتابِهِ»
«زیرا خدا می داند که من نماز خواندن و قرآن تلاوت کردن برای او را دوست می دارم.»
«إنَّ قَوْما عَبَدُوا اللّهَ رَغْبَةً فَتِلکَ عِبادَةُ التُّجارِ، وَ إنَّ قَوْما عَبَدُوا اللّهَ رَهْبَةً فَتِلکَ عِبادَةُ العبید و إنَّ قَوْما عَبَدُوا اللّهَ شکرا فَتِلکَ عِبادَةُ الأحرار.»
«گروهی خدا را به انگیزه ثواب و پاداش می پرستند، این عبادت تاجران و بازرگانان است؛ و گروهی خدا را از روی ترس می پرستند، این عبادت غلامان و برده صفتان است؛ و گروهی خدا را از روی سپاسگزاری می پرستند، این عبادت آزادگان است.»
حقیقت عبادت، تعظیم و طاعت خدا و چشم پوشی از غیر اوست و پیشتر گفته شد که برجسته ترین مظهر عبادت، «نماز» است، از این رو، این تقسیم مراتب، به واقع بیان مراتب و مدارج نماز و نمازگزاران است.
خداوند متعال بندگان گوناگونی دارد که هر یک از آنها ذات اقدسش را در حد توان فکری خویش عبادت می کنند و به درگاهش نماز می گزارند و خداوند نیز از این بندگان به مقدار ارزش عبادتشان قدردانی می کند، هر مقدار که شناخت و معرفت عبادت کننده و نمازگزار بیشتر و بالاتر باشد، پاداش بهتر و مقامی والاتر نزد خدا دارا خواهد بود. از این رو، رهبران دینی به درگاه ربوبی، ناله و عرض نیاز می کردند و بسیار نماز می خواندند.
ابن ابی الحدید در مقدّمه شرح نهج البلاغه اش می گوید: «عبادت علی ـ علیه السلام ـ بیشتر از عبادت همه کس بود؛ زیرا او بیشتر روزها روزه دار بود و تمام شبها مشغول نماز، حتّی هنگام جنگ نیز نمازش ترک نمی شد، او عالمی بود با عمل که نوافل و ادعیه و تهجّد را به مردم آموخت. از این رو در مقام عمل به پیشگاه خدای تعالی عرض می کند: «خدایا من تو را به طمع بهشت و یا از ترس جهنّم عبادت نمی کنم، بلکه تو را بدان جهت می پرستم که شایسته پرستش یافتم.»
آری، هر کس در حقیقت به قدر معرفت و تلاش خود از لذّت نماز بهره مند می شود. عدّه ای «نماز تاجرانه» می خوانند؛ یعنی می خواهند با خدا تجارت کنند، چیزی بدهند و چیز بیشتری بگیرند. عدّه ای «نماز غلامانه» می خوانند، مثل عمل غلامان و بردگان است که در زیر شلاّق اربابها قرار می گیرند، در حالی که به آنها تکلیف می کنند و آنان از ترس این که اگر تکلیف را انجام ندهند شلاّق می خورند، تکلیف را انجام می دهند، امّا بعضی «نماز سپاسگزارانه و آزادانه» می خوانند؛ یعنی خدا را فقط برای خودش و به این دلیل که دوست دارند، از روی عشق و علاقه به ذات مقدّسش پرستش می کنند. پس از توضیح ذکر شده معلوم می شود که برترین و عالی ترین عبادت، عبادت آزادگان و نماز از روی سپاسگزاری است. چنان که امیرالمؤمنین، علی ـ علیه السلام ـمی فرماید:
«لَوْ لَمْ یَتَوَعَّدِ اللّهُ عَلی معصیَتِهِ لَکانَ یَجِبُ اَلاّ یُعصی شکرا لِنِعَمِهِ.»
به فرض که خداوند کیفری برای نافرمانی معیّن نکرده بود، باز سپاسگزاری ایجاب می کرد که از فرمانش تمرّد نشود.»
نقل شده است که روزی علی ـ علیه السلام ـ رو به مردم کرد و فرمود: «به نظر شما امیدبخش ترین آیه قرآن کدام آیه است؟
بعضی گفتند: آیه «إنَّ اللّه لا یَغْفِرُ أنْ یُشرَکَ به و یَغْفِرُ ما دونَ ذلکَ لِمَنْ یشاء»
«خداوند هرگز شرک را نمی بخشد و پایین تر از آن را برای هر کس که بخواهد می بخشد.»
امام علی علیه السلام فرمودند «خوب است، ولی آنچه من می خواهم این نیست.»
بعضی گفتند: آیه «وَ مَنْ یعمَلْ سوءً أَوْ یَظلِم نَفسَهُ ثُمَّ یَسْتَغفِر اللّهَ یَجِدِ اللّه غفورا رحیما»
«هر کس عمل زشتی انجام دهد یا بر خویشتن ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد،خدا را غفور و رحیم خواهد یافت.»
امام فرمود: «خوب است ولی آنچه می خواهم این نیست.»
بعضی دیگر گفتند: آیه «قُل یا عِبادیَ الّذینَ أسْرَفُوا علی أنْفُسِهِمْ لا تقنطوا مِنْ رحمةِ اللّه»
«ای بندگان من که بر خویشتن اسراف کرده اید!از رحمت خدا مأیوس نشوید.»
امام فرمود: خوب است امّا آنچه من می خواهم این نیست.
بعضی دیگر گفتند: آیه «وَ الّذین إذا فَعَلوا فاحشةً أو ظَلَموا أنفُسَهم ذَکَروا اللّه فاسْتَغفَروا لِذنوبهم وَ مَن یَغفرُ الذّنوبَ إلاّ اللّهُ»
«پرهیزکاران کسانی هستند که هنگامی که کار زشتی انجام می دهند یا به خود ستم می کنند به یاد خدا می افتند و از گناهان خویش آمرزش می طلبند و چه کسی است جز خدا که گناهان را بیامرزد.»
باز امام فرمود: خوب است ولی آنچه می خواهم این نیست.
در این هنگام مردم از هر طرف به سوی امام متوجّه شدند و همهمه کردند، امام فرمود: ای مسلمانان چه خبر است؟ عرض کردند: به خدا سوگند ما آیه دیگری در این زمینه سراغ نداریم، امام فرمود: از حبیب خود رسول خدا شنیدم که فرمود: امید بخش ترین آیه قرآن این است:
«وَ اَقمِ الصّلوةَ طَرَفَیِ النّهار وَ زُلَفا مِنَ اللّیلِ إنَّ الحَسناتِ یُذْهِبنَ السّیئاتِ ذلک ذِکری للذّاکرین»
«نماز را در دو طرف روز به پا دارید و نیز در ساعت اوایل شب، که البته خوبیها، بدیها را از بین می برد، که این یادآوری است برای اهل ذکر.»
چه امیدی از این بیشتر که انسان بداند هر گاه پای او بلغزد و یا هوا و هوس بر او چیره شود و بدون این که عمد و اصراری داشته باشد، پایش به گناه کشیده شود، هنگامی که وقت نماز فرا رسید، وضو بگیرد و در پیشگاه حضرت الوهیّت به راز و نیاز برخیزد و احساس شرمساری که از لوازم بنیادی توجّه به خداست، نسبت به اعمال گذشته به او دست دهد، گناه او بخشوده می شود و تاریکی از قلب او رخت بر می بندد. آری! گناه و انحراف، دل را تیره و بصیرت باطن را ضعیف می سازد و پرده های غفلت و بی خبری بر جان سایه می افکنند و نماز که یاد خدا و احیای فطرت الهی است، نور و روشنی می آورد و با امواج معنوی تطهیرکننده خود آثار گذشته را می زداید و محو می کند.
«صَلِّ الصَّلوةَ لِوَقتِهَا المُوَقَّت لها وَ لا تُعَجِّل وَقْتَها لِفَراغٍ و لا تُؤخِّرْها عَنْ وَقْتها لإشتغالٍ».
«نماز را در وقت معیّن آن بخوان و برای این که بعداً راحت باشی، پیش از وقت [فضیلت] آن را به جا نیاور و به بهانه کار داشتن، آن را به تأخیر مینداز.»
از آن جایی که نمازهای یومیّه بلکه تمامی فرایض الهی، اوقات معیّن و مشخّصی دارند، نمازگزار با رعایت اوقات نماز آرام، آرام با انضباط و وقت شناس می شود. نماز «تمرین وقت شناسی» است؛ چه این که واجبات دلخواهی نیست که هر وقت و بی وقت انجام شود، بلکه باید سر موعد مقرّر صورت گیرد، نه زودتر و نه دیرتر. انسان نمازگزار باید نمازش را در اوقات معیّن بخواند تا اگر هم نواقصی دارد، خداوند با نماز نیکانش قبول کند.
استاد شهید مطهّری در این باره نوشته است: مسئله مهمّ دیگری که در باب نماز مورد توجّه واقع شده، دقّت زیاد نسبت به مسئله وقت است، به طوری که دقیقا روی دقیقه و ثانیه آن حساب می شود. مسائل تربیتی باید تحت انضباط و شرایط معیّن قرار گیرد تا عدّه ای آن را به فراموشی نسپارند و بهانه ای برای ترک آن نداشته باشند و به خصوص این که انجام عبادات مثل نماز اگر به صورت دسته جمعی و در وقت معیّن خود باشد، دارای شکوه، تأثیر و عظمت خاصّی است که قابل انکار نیست و در حقیقت، کلاس بزرگ انسان سازی است.
درباره فضیلت خواندن نماز در وقت آن و عقوبت تأخیر انداختن در ادای آن، روایات بسیاری وارد شده است، به عنوان نمونه، نوشته اند که حضرت امام رضا ـ علیه السلام ـ برای استقبال از عده ای از اقوام خود، از خانه و شهر خارج شد. در بین راه وقت نماز شد. حضرت به کناری رفت و ایستاد و به یکی از همراهان خود فرمود: "اذان بگو تا نماز بخوانیم!"
عرض کرد: ما در انتظار میهمانان خود هستیم و نماز را بعد خواهیم خواند.
حضرت فرمود: «خدایت بیامرزد! هیچ گاه بدون عذر، نمازت را از اوّل وقت به تأخیر مینداز و همیشه نماز را در اوّل وقتِ آن به جای آور! سپس به نماز ایستادند.
امام علی - علیه السلام - درباره اوقات شرعی نمازهابه یکی از حاکمان شهرها نوشت:
«أمّا بَعدُ فصَلّوا بالنّاس الظّهرَ حتّی تفی ءَ الشَّمسُ مَرْبِضِ العَنْز؛ وَ صَلُّوا بِهِمُ العَصرَ وَ الشَّمسُ بَیضآءُ حَیَّةٌ فی عُضوٍ مِنَ النّهار حینَ یُسارُ فیها فَرسَخانِ وَ صَلّوا بِهِمُ المَغرِبَ حینَ یُفطَرُ الصّائمُ و یَدفَعُ الحاجُّ إلی مِنی و صَّلوا بِهِمُ العِشآءَ حینَ یتوارَی الشَّفَقُ إلی ثُلثِ اللَّیلِ وَ صَّلُّوا بِهِمُ الغداة وَ الرَّجُلُ یَعرفُ وَجهَ صاحِبِه.»
«نماز ظهر را به جماعت هنگامی به پا دارید که سایه آفتاب به اندازه دیوار خوابگاه بزی برگردد و نماز عصر را با آنان هنگامی بخوانید که خورشید در پاره ای از روز روشن و درخشان است و می توان تا هنگام مغرب، پیاده دو فرسخ راه را پیمود و نماز مغرب را با آنان هنگامی به جا آورید که روزه دار افطار می کند و حاجی به مِنی روانه می شود و نماز عشا را با آنها زمانی بخوانید که ثلثی از شب گذشته و سرخی پنهان می گردد و نماز صبح را با آنها هنگامی به پا دارید که شخص، چهره رفیق و همراه خود را بشناسد.»
طبق سخن امیرالمؤمنین، علی ـ علیه السلام ـ نماز در رأس همه امور قرار دارد، هر چند که آن امور هم رتق و فتق کارها و اصلاح امور مردم و رسیدگی به مشکلات آنان که از اهمّ امور و موجب رضا و خشنودی خداست، باشد به عنوان نمونه، می توان دو نوع از برنامه ریزیها و عملکردهای مولا علی ـ علیه السلام ـ را در این باره به نام های: «نماز امانتی بزرگ» و «بخشنامه برای نماز اوّل وقت» نام برد
برچسب: مقاله نمازدرقران,نمازدرقران کریم,جایگاه نمازدرقران,ایات نمازدرقران,وقت نمازدرقران,اوقات نمازدرقران,
نویسنده: نیکان قنبریپور